بوی تو پیچیده

یک بار هم در من

زلزله ای شبیه این رخ داده است

تمام جزیزه های نا شناخته ام

به زیر آب رفته اند

و من هنوز نمرده ام

نمرده ام از اینکه

 دست های تو را فهمیدم

از اینکه زیر آوار خواب تو را دیدم

و نمی میرم از اینکه

بوی تو پیچیده

لا به لای خشت های نمور این آوار

من،

 از اینکه فکر می کنم کسی شبیه تو

هر شب

مرا از زیر این آوار بیرون خواهد کشید

نخواهم مرد

هنوز نمرده ام

نمی میرم


اینجا کسی گمشده ای شبیه تو را نمی شناسد

و فانوس هایی دریایی

خیره مانده اند به

سرگردانی قایق های پیر


تو به تور هیچ ماهی گیری نمی افتی، چرا؟

پری دریایی کوچک من

من این سمت تمام سونامی های جهان ایستاده ام

و دارم به این فکر می کنم

کسی که گمشده

 تو نیستی، منم

که باید بعد از این

به فانوس های دریایی خیره بمانم

و سرگردانی قایق های پیر


پری دریایی کوچک من

راستی از چهره ی تو چیز زیادی یادم نیست

جز اینکه اقیانوس آرامی ریخته بود

 بین چشم هات

 و روی طراوت لب هات

زمزمه ی تردی بود

که گنگم می کرد

و نمی گذاشت از چهره ی تو

چیز زیادی یادم باشد

و فکر می کنم که

 چهره ی تو

 شبیه عروس های دریایی است

مثل عروسکت

که بی تو به دریا رفت

مثل عروسکت

که بی تو به ساحل برگشته


پری دریایی کوچک من

من در جریان زندگی نیستم

تو جریان باش که دارم با نسیم

جغرافیای صورتت را لمس می کنم

کاش بودی که ببینی

جغرافیای این حوالی

پریشانی موهات را به خاطرم می آورد


اینجا کنار ساحل دنیا

کنار آب های آزاد جهان

خودم را

لا به لای نوشته ای درون بطری

پنهان کرده ام


پری دریایی زیبای من

جزیره ی ناشناخته ی تو کجاست؟


از خانه ای که نساختیم

ویرانه ای باقیست

که دیوار ندارد

که عکس تو را....

 

/ 0 نظر / 13 بازدید